سلام مهربانم
از آخرين بار كه براي نوشتن از دلتنگي هام به تو قلم به دست گرفتم
و كاغد خشكي جلويم گذاشتم براي نوشتنت مدت ها مي گذره . .
نوشتن از تو از مردانگيت از نبودنت . . .
حس عجيبيست نوشتن از تو از نبودن تو . . .
بعد از بودنت عهد كردم فقط از خوبي ها و زيبايي هايت بنويس اما افسوس . . .
در اين شب هاي زمستاني سرد تولدت را تبريك مي گويم
مبارك تولد دوباره بودنت !
برايت آرزوي هزاران محبت و عشق دارم
نشد با گل سرخ به ديدنت بيام نشد نفستُ نفس بكشم نشد بوسه هاي مهرباني بر تو زنم
نشد كه نشد كه نشد . . .
دلم نگاه پر نوازشت را مي خواهد كه مدت هاست در سيل بي وفايي ات گم گشده ست
تو را مي خواهم تمامت را افسوس !
قلبم با نبودت با كوچك ترين زلزله اي مي شكند
گل ِ من آن خانه ي رويايي را كه در احساسمان ساختيم هنوز پا برجاست و خاك مي خورد
برگرد نازنين برگرد